اخبار > سید مرتضی رحمه الله



 

کد خبر:٣٩١٣٤٨بازدید:149تاریخ درج:پنج شنبه ٢١ ارديبهشت ١٣٩٦

 سید مرتضی رحمه الله

 

على بن حسین علم الهدى

معرفى اجمالى

« ابوالقاسم على بن حسین بن موسى» ملقب به« سید مرتضى»،« شریف مرتضى»،« علم الهدى»،« ذو الثمانین»« ذو المجدین»، فرزند ابواحمد حسین، فرزند موسى بن محمد بن موسى بن ابراهیم فرزند امام موسى بن جعفر( ع)، در ماه رجب سال 355 ق / 344 یا 345 ش، در شهر بغداد، دیده به جهان گشود.

پدرش به« طاهر اوحد ذوالمناقب» معروف بود که منصب نقابت و رسیدگى به کار و زندگى سادات دودمان ابوطالب و مسولیت نظارت بر دیوان مظالم و سرپرستى زائران خانه خدا را که از منصب هاى مهم آن روز بود، به عهده داشت.

مادرش نیز بانویى بزرگوار و دانشمند بود که شیخ مفید، کتاب« احکام النساء» را به خاطر او تالیف و تدوین کرده است.

معروف است شیخ مفید شبى در خواب دید حضرت زهرا( س) دست حسنین( ع) را گرفته، آن ها را به نزد او آورد و پس از سلام گفت:« جناب استاد! این دو پسران من هستند، به آن ها علم فقه و احکام دین بیاموز».

فرداى آن روز، بانویى باوقار، در حالى که دست دو فرزندش را گرفته بود، وارد مسجد شد و خطاب به استاد گفت: جناب شیخ! این دو، پسران من هستند، آنان را خدمت شما آوردم تا علم فقه بیاموزند». شیخ مفید نیز خواب شب گذشته خود را که تعبیر شده بود، براى آنان نقل کرد و با کمال اشتیاق، تعلیم و تربیت آن دو برادر را به عهده گرفت و در پیشبرد آنان به درجات علمى و عملى، همت گماشت و آنچنان درهاى علوم و معارف اسلامى را به روى آنان گشود که هر دو از نوابغ روزگار و عالمان نامدار به شمار آمدند.

استادان سید مرتضى( على) عبارتند از:

1- شیخ مفید( متوفى 413 ق).

2- ابومحمد هارون فرزند موسى تلعکبرى( متوفى 380 ق).

3- شیخ محمد صدوق( متوفى 381 ق).

4- حسین بن على بابویه برادر شیخ صدوق.

5- احمد بن على بن سعیدکوفى.

6- محمد بن عمران کاتب مرزبانى.

7- ابویحیى ابن نباته.

8- ابوالحسن على بن محمد کاتب.

9- ابوالقاسم عبدالله بن عثمان بن یحیى.

10- احمد بن سهل دیباجى.

شاگردان:

1- شیخ طوسى.

2- ابویعلى سلار دیلمى.

3- ابوالصلاح حلبى.

4- قاضى ابن براج طرابلسى.

5- شریف ابویعلى محمد بن حسن بن حمزه جعفرى.

6- ابو الصمصام مروزى.

7- سید نجیب الدین کراجکى.

8- شیخ ابوالحسن سلیمان صهرشى.

9- جعفر بن محمد دوریستى.

10- ثابت بن عبدالله نباتى.

11- احمد خزاعى.

12- شیخ مفید ثانى.

13- ابوالمعالى احمد بن قدامه.

14- ابوعبدالله محمد فرزند على صلواتى.

15- ابوزید فرزند کیابکى حسینى و...

حوزه درس ایشان ویژگى هایى داشت که به سختى مى توان نمونه آن را در درس دیگر عالمان یافت. از ویژگى مجلس درس او این بود که همه گونه افراد با هر عقیده اى مى توانستند در محضرش حضور یابفته و از علوم مختلفى که تدریس مى کرد، استفاده نمایند.

ویژگى دیگر درس او این بود که بزرگان بسیارى در آن شرکت مى کردند، حتى گاهى استادش، شیخ مفید نیز در درس او حضور مى یافت.

در زمان ایشان، شهر بغداد در مدتى کوتاه، شاهد گسترش علم و ادب بود. در آن روزگار شیفتگان دانش و معرفت از دورترین نقاط جهان به آنجا مى آمدند تا از محضر استادانى چون سید مرتضى توشه برگیرند و در ظاهر، فقر و تنگدستى افراد- بویژه در سال هایى که قحطى- دانش پژوهان را در تنگنا و سختى قرار داد. از این، وى بر آن شد تا بخشى از خانه خود را به اهل علم اختصاص دهد تا شاگردان و دانش پژوهان، با استفاده از آن و کتابخانه اش، به تحقیق، مطالعه، مذاکرات علمى و تالیف بپردازند؛ که آن مرکز بعدها« دارالعلم» نامیده شد.

کار ارزشمند دیگر ایشان، این بود که یکى از روستاهاى متعلق به خود را براى تامین کاغذ دانشمندان و فقها، وقف نمود و مخارج زندگى شاگردان را نیز از درآمد املاکش مى پرداخت.

خداوند متعال به ایشان ذوق و استعدادى سرشار داده بود و او نیز از این نعمت بزرگ الهى، به خوبى بهره بردارى کرد و در نتیجه تلاش و کوشش، در مدتى نه چندان طولانى، هنرمندى صاحب قلم، شاعرى متعهد، مجتهدى عارف، محققى توانا، اسلام شناسى ورزیده و خدمتگزارى لایق و دلسوز براى اسلام و مسلمانان گردید.

او علاوه بر داشتن مسولیت هاى مهم اجتماعى و تربیت شاگردان، تالیفات مهمى در زمینه فقه و اصول، تفسیر، علوم قرآن، کلام، حدیث و ادبیات به جامعه عرضه کرد که تعدادى از آن ها در ایران و کشورهاى عربى چاپ و منتشر شده است.

مرحوم علامه امینى در الغدیر، نام 86 اثر او را بیان کرده و مرحوم سید محسن امین نیز نام 89 کتاب وى را برشمرده و آن ها را ستوده است.

عمده آثار وى، در باب فقه و اصول بوده که برخى از آن ها عبارتند از:

1- الانتصار

2- جمل العلم و العمل

3- الذریعه فى اصول الشریعه( در اصول فقه)

4- المحکم و المتشابه

5- المختصر

6- ما تفردت به الامامیه من المسائل الفقهیه

7- المصباح

8- الناصریات

9- جواب الملاحده فى قدم العالم

10- درر الفوائد و...

یکى از کتاب هاى وى، دیوان معروف او با بیست هزار بیت است. او علاوه بر مقام علمى و اجتهاد، داراى ذوق شعر و ادب بود و در زمان ایشان غیر از برادرش سید رضى، شاعرى همانندش نبود.

کتاب دیگر او« امالى» است که در موضوع فقه، تفسیر، حدیث، شعر و فنون ادب مى باشد.

نکته مهمى که در تالیفات وى وجود دارد، این است که در هر زمینه که وارد تحقیق شده، سنگ تمام را گذاشته و آنچه در آن قابل بحث و تحقیق بوده، بیان کرده است.

نکته دیگر اینکه تعداد زیادى از کتاب هاى او، درباره مسایل آن روز جامعه و بعضى از آن ها، در پاسخ به سوالات افراد در شهرهاى مختلف آن ایام بوده است؛ همانند کتاب مسائل ناصریه، مسائل طرابلسیه، مسائل موصلیه و... که نشان دهنده این است که آن بزرگوار با همه اشتغالات علمى و تربیت شاگردان، با مردم جامعه خود نیز ارتباط تنگاتنگ داشته و عالمى مردمى بوده است که به مسائل و مشکلات فکرى و اعتقادى آنان اهمیت مى داد و به آن ها رسیدگى مى کرده است.

ایشان علاوه بر فعالیت هاى علمى و فرهنگى و مسئولیت هاى اجتماعى و رهبرى جامعه اسلامى، پس از وفات برادرش سید رضى در سال 406 ق، مسئولیت نقابت و امارت حج و نظارت بر دیوان مظالم، را به عهده گرفت.

از زمان خلفاى بنى امیه تا زمان معتضد عباسى، فرزندان على بن ابیطالب علیه السلام همیشه تحت تعقیب و مراقبت خلفا و ماءموران بودند. چون با حکام ستمگر مبارزه مى کردند. از این رو آنان اغلب در شهرهاى مختلف متوارى بودند و معمولا در جنگ و گریزها به شهادت مى رسیدند. وجود امامزادگان متعدد در نقاط مختلف و دور افتاده حاکى از همین مبارزات است. هنگامى که حکومت و خلافت در سال 279 ق. به معتضد عباسى واگذار شد موضوع احترام به علویان و تعیین سرپرست مطرح شد و در هر شهرى یکى از بزرگان سادات یا علماى علوى نقابت یعنى سرپرستى سادات آن شهر یا منطقه را به عهده گرفت.

نظارت بر نسب و دفاع از حقوق و حفظ شرافت علویان و قضاوت و سرپرستى اموال و دارایى یتیمان و نیز امارت حج و نظارت بر دیوان، مسئولیت هاى مهمى بودند که در سال 406 ق، پس از وفات سید رضى، به سید مرتضى واگذار شد و تا آخر عمر، آن ها را به عهده داشت و به خوبى از انجام امور مربوط به آن ها برآمد.

این عالم فرزانه، سرانجام پس از عمرى پربار و انجام کارهایى بزرگ و ارزنده، در حدود هشتاد سالگى، در روز یکشنبه 25 ربیع الاول 436 ق / 432 ش، در شهر بغداد، به جوار حق شتافت و به دست« ابوالحسین نجاشى» و با کمک« محمد بن حسین جعفرى» و« سلار بن عبدالعزیز» و دیگر شاگردانش، غسل داده شد و سپس فرزندش سید محمد بر او نماز خواند و در خانه اش، واقع در محله کرخ، به خاک سپرده شد.

پس از مدتى پیکر مطهر او به کربلا منتقل شد و در جوار سید الشهدا( ع)، در کنار قبر برادرش سید رضى، در مقبره ابراهیم حجاب( نیاى بزرگشان) دفن گردید.

منابع

1- پایگاه اطلاع رسانى حوزه نت،« فهرست الفبایى علما»، نوشته: محمود شریفى، چهارشنبه 27 مهرماه 1390 ش.

2- پایگاه اطلاع رسانى دانشنامه آزاد ویکى پدیا، چهارشنبه 27 مهرماه 1390 ش.

 

 

نظرات بینندگان
این خبر فاقد نظر می باشد
نظر شما
نام :
ایمیل : 
*نظرات :
متن تصویر:
 

خروج